سالی که به قول  سید جمال به بیراهه میرفتم

راه هموار بود و بیراهه ء من هموارتر

چهار رفیق داشتم یکی از آن یکی یکدل تر

تردستی میکردیم آبی اسمان را میبافتیم به ریسمان بی سبزه زمین !

چهار صبا که گذشت حسرت داشتن داشتیم ولی نمیدانستیم چقدرمی توان داشت ؛ چه حسی میتوان پنداشت

من بودم و مرتضی . حال و هوا , حال و هوای گل کوچک بود و من باور داشتم که دروازه 1 متری جایش رابه عرض 9 متری میبازد.

صبح تا شب میدویدم گویی ترس ایستادن داشتم . منتظر بودم  ؛ انتظار یک ناجی داشتم !

حس و حال رویایم گل زدن بود و حس و حال زندگی  ام گل نخوردن!

زمین خاکی تلخ دشک بود و من 18 ساله که چشم در دهان آن مربی بی خیال داشتم

نیمه های بازی جای داد و بیداد خطایم  ، صحبت از کفتر و طوقی بود و فحاشی بی پرده اهل سینه سوخته ء پشت بام

من بودم و جاری آب  نهر حواشی زمین خاکی

سهراب را تنها به نامش میشناختم ، نه به شعرش؛ که اگر آن گونه بود همه را میان دو نیمه ترک میگفتم

سرم به کار خودم نبود که اگر بود چهار دیواری خانه مادرم مهربا تر میشد

چشمم به چرخش توپ بود و ذهنم غافل از چرخش زمانه

چه حالتی بود که امروزش را به همه آنچه دارم بی مقدار میخرم

خانه سرخ بود ؛ رفیق سرخ بود و عشقم سراپا سرخ تا که پایم شکست

گویی از آن پس زمانه به جایم بازی میکند

نیمه دوم زندگی آغازمیشود و من ؛ بی مربی آغاز میشوم !

/ 4 نظر / 27 بازدید
ساسان اس ام اس

سلام وب خوب و به روزی داری. امیدوارم همیشه اینجور باشه. می تونی مطالبت رو تو انجمن ما به اشتراک بذاری تا بقیه هم استفاده کنن. من بهت سر زدم اگه شما هم دوست داشتی به سایت ما سر بزن. ممنون www.SasanSMS.ir کامل ترین آرشیو اس ام اس www.SasanSMS.ir/Forum متفاوت‌ترین انجمن سرگرمی و تفریحی فارسی‌زبانان

منصور

همیشه از خودم میپرسم تو زندگی رو چه جور میبینی که ما نمیبینیم !

چرا نمی نویسین؟

محمود

درود باقیمانده عمرت 120 سال باد