مینگرم ..

به غروبی که هوایی برای نفس کشیدن ندارد ؛

به نفسی که دیگر طاقت زجر کشیدن ندارد ؛

قدم رنجه کردی به خلوت شبانه ام ولی کاش ، خرابی را خرابتر نکنی

کاش دنیا برای ماندنت پا در میانی نکند !

کاش تو را دیگری انتخاب کند و مرا ، دیگران

من حال دیگری را میفهمم و حال دیگران را نه  !

به که گله کنم ؟

به تو که همیشه چند آبادی از خرابه ام دور مانده ای ؟

چه سخت بافتی ، چه خوب ساختم

چه خوب تاختی ؛ چه بد باختم

من با سایه ات آغاز کردم و بی نیاز به بودنت پایان میگیرم ؛

پایانی که درد ندارد .

پایانی که  تنها عهد شکسته میشکند .

پایانی که رنج رفتن ، تنها مال من نیست .

پایان نامه ای که پیشتر باید ؛ امضایش میکردم  !


/ 4 نظر / 13 بازدید
...

bi marefat, hala man ye chizi goftam.

...

:(

alishafi

Ziba o delneshin mesle hamishe, . .

...

che khube ba sherat mishe fahmid unmogheha che shekli budi !