میان هر چه گذشت هر تکه از قلبم را به کسی بخشیدم

چیزی نمانده بود تا با تو قسمت کنم

راستش پیش  از این ، بیشتر میشناختمت

دنیای ساده ات همرنگ دنیایم بود

میان زیر و بم کلامت غرق میشدم

حرفم این نیست که کم گذاشتی

عشق امروزت به پای حرف دیروزت نرسید

حال مرا پرسیدی

شکر ایزد ، ساده تر میگذرد

اینجا خانه ای داریم که به اندازه ء وسعت تنهاییم اتاق دارد

چهار پنجره رو به دریا که هر لحظه تو را به صرافت دریایی شدن می اندازد

هر شب میان بوی نم اتاقک چوبی ام  تا جاده ء چالوس  پیش میروم

اینجا آب معنی آبی میدهد و سبز معنی زندگی

صبحانه مهمترین ولع روزم است که میان تنها ماهیتابه سرو میشود

زبان که یاری نمیدهد ؛ بیشتر با زبان اشاره حرف میزنم

روزنامه های اینجا بیش از درک من مینویسند

سطرهایی با رژه ء  کلمات ریز و معانی ریزتر

اینجا حق هر شمشاد است که از در و دیوار خانه ای بالا رود .

راست گفتم که شریکی نیافتم

آخر سخت میشود عروسکی به گروهبان گارسیای لشکر خوش چهره دل ببندد.

اینجا هفته که تمام شود هفت رنگی بر مردمش نمیماند

عجیب بوسه های عریان این جماعت پیوند پنهانی میانشان را میشکند

اینجا غمی ندارم

سکوتت همیشه با من است

حرفی هم  بماند ، میان جرعه های سرخوشی از یاد میرود !


/ 6 نظر / 9 بازدید
amo mohsen

dadeshe khodami ..... mikhamet shadidannn

رضا

بي خيال .. :)

mard

aga in axce ajib ro magze adame ....opening soon !

mino

oni ke ma didim 5 sal pish shabihe groban garsia nabood .. shayadam jadidan in rikhti shodi

َشکیبا

به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد .

چیستا

روزهــــای ِ من ، همه یک روزند ... شنبــــه هایی که فقـــط پیشوندشــــــان عوض می شـــــود این یکی فوق العاده بود