خاری به چشمانم نشسته ؛

 بگذار بماند ،  دیگر کورتر از آنی هستم که فاصله ات را تشخیص دهم .

تو را به بهار نارنج شهرم قسم ، ساعتی آرام باش .

سال تب میگذرد .. تاب بیاور!

دیگر نیستم آن ققنوسی که از خاکسترش اوج گیرد .

امروز به خاکستری نشسته ام که آتشش را تو افروختی .

دنیاست دیگر ... ، چه میشود کرد ..

بگذار این دم آخر، من هم زیاده خواهی کنم ....

مرا یک قبر کافی نیست ، قبرستان را به نامم کن  ؛

دوست دارم با همه آرزوهایم خاک شوم ........!

 



/ 7 نظر / 10 بازدید
ایمان آرزه

عرض سلام و ادب و احترام خوشحالم که با ورود به وبلاگ شما مطالب جدید و جالبی را دیدم و حسابی بهره بردم برای شما وبلاگ نویس خوش ذوق آرزوی موفقیت دارم اگه وقت داشتین و زحمتی نبود خوشحال می شم به وبلاگ من هم سری بزنید و مکتوب نظرتونو اعلام کنید ارادتمند - ایمان آرزه

reza

مغز ادم ميتركه .... اينارو ميخونه ..!

هما

وبلاگت باحاله .....سر ميزنم بهت

ramin

haji .... in yeki kheili bahal boood .....in kareii ..ba ejaze share mikonam :)

mino

shayad in bar ba hame arezohayam khak shavam .......

dada

آورین عالی بود

نوشین

:(